خرید بک لینک
داشتم ب شدت سکسکه میکردم.. دیگه کلافه شده بودم.. هر کاری میکردم افاقه نکرد.. تا اینکه نرجس یه سوال بیربط ازم پرسید: گفتش ک میش زودتر از کوه بالا میره یا بز؟! منم بدون مکث گفتم بز ( و در عین حال فک میکردم واسه جی این سوالو پرسید) که در ا

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

یه وقتاییم مثل امشب دلم میگیره اما دلیلشو نمیدونم.. اینجوری وقتا دست به دامان حافظ میشم بهش میگم ای خواجه ی شیرازی یه چیزی بگو حالم خوش شه.. سخن امشب: وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی کام بخشی گردون

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

خب امشب هم از قرار معلوم از شبهای جغدیت بنده میباشد.. چون بر خلاف هر شب هنوز هیچگونه تظاهرات خواب آلودگی در بنده مشاهده نمیشود .. فقط تعداد کثیری فکر بیخود در مغزم رژه میروند.. پ.ن: بعد از سالها با ساناز حرف زدم.. بهم گفت خیلی بی وفا بودی

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

جدیدا با این بحران دست و پنجه نرم میکنم.. به لطف پایان طرح و درخانه نشستن و صد البته ازدواج یکی از دخترای فامیل که هم سنم هست.. از همونجا بود که زمزمه ها توی فامیل شروع شد.. "ندا دیگه بچه نیس 25 سالش شده چرا ازدواج نمیکنه" "این شاید یکی

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

شاید یه شعار ب نظر برسه "در حال زندگی کن" اما باید به مرحله ی عمل برسه.. چون زندگی در گذشته و سیر در خاطرات چیزی جز غم نداره.. چرا که خاطرات خوش دلتنگی و خاطرات بد افسوس به بار میاره.. پس گذشته رو باید به کل کنار گذاشت.. واسه آینده هم

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

تقدیر درخت به یکجا ماندن و پیر شدن و در آخر مردنه.. خیلی از آدما درخت وار زندگی میکنن.. اما یه سری از آدما مثل من از یکجا موندن خسته میشن.. بالاخره طاقتشون ب سر میاد و کوله باری بر دوش کوچ میکنند.. اونقدر توی این 6 سال در کوچ و جاده و این

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

خوش خبر باشی مریم بانو..

اما اینکه چرا بغضم گرفت

نمیدونم..

شاید چون هنوز نمیفهمم..

پ.ن: آلزایمر لطفا..

پ.ن: کارفرمای قدر میکند این، من چه کنم؟!

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:18&nbsp توسط me |


برچسب: مشتاقان, نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

این کلاف درهم افکار اجازه ی هرکاری رو ازم گرفته.. با وجود اینکه کتاب مورد نظرمو با سختی تمام پیدا کردم اما به هیچ وجه نمیتونم روش متمرکز بشم.. فک کنم الان یک ساعتی میشه ک روی یه صفحه متوقف شدم و افکارمو زیر و رو میکنم.. از هر دری فکری.. ک

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

یه سوال گوشه ی ذهنمه که بی جوابه..

شاید موضوع بی اهمیتی باشه چون مربوط به حال حاضر نیست..

اما خب دوست داشتم جوابشو بدونم..

سعی کردم جوابشو پیدا کنم اما فک میکنم منطق من جوابگوی این سوال نیست..

و اما

آدمایی که میتونستن جوابگو باشن واسم یه جورایی ممنوعه هستن..

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 15:4&nbsp توسط me |


برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 17:56

صفحه بندی